درنگ

دل پیچه....

هر‌چه‌قدر هم که سابقه‌ی گشت و گذار در عالم وبلاگ را داشته باشی و در طول ماه‌ها و سال‌ها به عرصه‌های بکر و دست نخورده برخورد کرده باشی باز هم به تقریب هیچ مرتبه‌ای نمی‌شود که به قصد کشف دنیا‌های تازه در این حجم عظیم به جستجو بپردازی و ناامید شوی.
ابتدای کار را که در وبلاگ قبلی به‌خاطر می‌آورم پر بود از هیجان عالم وبلاگ و این‌که نوشته‌هایت در همه‌جا قابل دسترسی است....هر یادداشت جدیدی را مثل مقاله‌ای می‌دانستم که در newsweek چاپ می‌شد [که از لحاظ برد و دست‌رسی هم حقن چیزی کم نداشت]...دیگر در دسترس بودن آزاد مسئله‌ی هیچ‌کس نبود[هرچند که هنوز مسئله ی حاکمان‌ما هست] ابتکارات خاص رسانه‌ی جدید..تعامل با دیگر وبلاگ‌ها و گزارش نویسی‌های خاص یا کار حرفه‌ای‌روزانه و وبلاگ های ادبی بودند که راه خود را پیدا کرده بودند.
روزها بودند که سپری می‌شدند و ما در حسرت آن بودیم که‌ آن کس که هنوز نیامده روزی بیاید و وبلاگ ما را بخواند...ما را بفهمد و ارتباط‌ها برقرار شود و مراوده‌ی دل‌ها و قلوه‌ها.... و جهان جای قابل تحمل‌تری شود.
و حالا که صرفن وبلاگ‌نویس‌ها هستند که در میان خودشان خواننده هایی دست و پا می‌کنند وگرنه دیگر با این حجم رسانه های متنوع چه کسی دیگر تمایل به مطالعه‌ی مستمر یک وبلاگ دارد؟هرچند که همه‌ی درها هم به رویت باز باشند.
انگار تکه‌ای از خودت را گوشه‌ی خیابان رها کرده‌ای که هرکس خواست به آن بی محلی کند..یا بدون این‌که خودش را معرفی کند از کارو زندگی ات سردر بیاورد...و اصلن معلوم نیست که برایش اهمیت دارد که تو این‌طور خودت را حراج کرده‌ای یا نه؟

******************************************
چرخ امروز:
» مبنای موافقت عمومی(در باب دولت جدید!)
» اولین گزارش شون‌پن از ایران
» نقشه‌ی ماه(پس از زوم کردن کمی منتظر بمانید تا لود شود)
» نقشه‌ی ماهواره ای از همه‌جای جهان