درنگ

درباره‌ی نفهمی‌های دیگران که به من احساس فهیم بودن می‌دهد!

یک بار‌تو تاکسی دیدم آن بیت سعدی را روی صندوق‌چه ی کنار فرمان به این صورت نوشته بودند:
آن کس که به جملگی ترا تکیـه بدوست
چون نیک نظر نمائی آن دشمن و دوست
که تحریف بی معنی این بیت است:
آن کس که به جمله‌گی تو‌ را تکیه بدوست
چون نیک نظر کنی همه دشمن‌ات اوست
هرچه سعی کردم از راننده بپرسم از این شعر (که نوشتن‌اش مستلزم بازماندن از کار و پرداخت مبلغی دست‌مزد به خطاط بوده)چه فهمیده است، جز این جوابی نداد که :«وختی ماشینو تحویل گرفتیم فکر کردیم یه شعر مشتی رو داشبردش بنویسیم ، رفیق ما گفت اینو بنویسیم
دیدیم خیلی باحاله گفتیم عشق است! .دادیم نوشتن اش.میگه هرکسی تو این دنیا یا دشمنه یا دوست.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*درباره‌ی هنر و ادبیات (گفت و شنودی با احمد شاملو)،به کوشش ناصر حریری،نشر آویشن و گوهرزاد،چاپ چهارم، تهران،پاییز 77،ص 24